دريا براي صرفه جويي در آب ، كمتر موج مي فرستد.

روزگار غريبي است. يكي در آب پاش گلاب دارد ، يكي در گلاب پاش ، آب هم ندارد.

فكرهايم تابعيت مغزم را از دست داده ند.

ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.

سيب به درخت چسبيده ، به قانون نيوتون دهن كجي مي كند.

از دودلي خسته شده بودم ، يكي از آنه را يدكي نگه داشته بودم.

زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند